fortfegen
جارو کردن و دور کردن، با باد بردن، از بین بردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas fortfegen)
چیزی را با جارو کردن از بین بردن یا دور کردن از یک مکان.
- Der Wind fegte den Staub von der Straße fort.باد گرد و خاک را از خیابان جارو کرد و برد.
- Sie fegte die Blätter vom Balkon fort.او برگها را از بالکن جارو کرد و دور ریخت.
2
Akkusativ (jemanden / etwas fortfegen)
چیزی را به سرعت و به طور کامل از بین بردن یا ناپدید کردن.
- Die Krise fegte viele kleine Unternehmen fort.بحران بسیاری از شرکتهای کوچک را از بین برد.
- Ein starker Sturm fegte die Wolken fort.طوفان شدیدی ابرها را از بین برد.