فعل
نبودن، کم بودن، دلتنگ کسی بودن
معانی و تعاریف fehlen:
- حاضر نبودن، غایب بودن
- کمبود داشتن، کافی نبودن
- دلتنگ کسی/چیزی بودن
جملات نمونه برای fehlen:
Du ''fehlst'' mir.
دلم برایت تنگ شده است.
Doch an Blumen ''fehlt's'' im Revier. (Goethe, Faust I)
اما در منطقه گل کم است.
Schon jetzt [2018] ''fehlen'' nach Angaben des Verbands Bildung und Erziehung rund 130.000 Erzieherinnen und Erzieher [in Kindergärten].
همین حالا [۲۰۱۸] طبق گفته انجمن آموزش و پرورش، حدود ۱۳۰ هزار مربی در مهدکودکها کمبود وجود دارد.