fehlgingen
اشتباه رفتند
Bedeutungen
1
nicht spezifiziert
عدم دستیابی به نتیجه مطلوب یا موفقیت در یک تلاش، طرح یا اقدام.
- Alle Versuche, die diplomatische Krise zu lösen, fehlgingen kläglich, was die Spannungen weiter verschärfte.تمام تلاشها برای حل بحران دیپلماتیک به طرز فجیعی ناموفق بود که تنشها را بیشتر تشدید کرد.
- Die wissenschaftliche Expedition fehlging, da die Wetterbedingungen eine Weiterreise unmöglich machten.اکسپدیشن علمی ناموفق بود، زیرا شرایط آب و هوایی ادامه سفر را غیرممکن ساخت.