fehlgreifen
اشتباه کردن، خطا کردن
Bedeutungen
1
intransitiv / bei + Dativ
در انتخاب یا انجام کاری اشتباه کردن؛ چیزی را به اشتباه برداشتن یا انتخاب کردن
- Er hat bei der Wahl des Geschenks fehlgegriffen.او در انتخاب هدیه اشتباه کرد.
- Manchmal greift man fehl, aber das ist menschlich.گاهی اوقات آدم اشتباه میکند، اما این طبیعی است.