fehltreten

Aussprache: /ˈfeːlˌtʁeːtn̩/
Wortzerlegung: fehl·tre·ten
فعل

قدم اشتباه برداشتن / پاشنه کردن

Bedeutungen

1 ohne Objekt

پای خود را به اشتباه گذاشتن، لغزیدن یا تعادل خود را از دست دادن

  • Er ist auf der Treppe fehlgetreten und gestürzt.او روی پله اشتباه پا گذاشت و افتاد.
  • Sei vorsichtig, dass du nicht fehltrittst!مواظب باش که اشتباه پا نگذاری!
2 ohne Objekt

به صورت مجازی: اشتباهی مرتکب شدن، خطایی کردن

  • In dieser heiklen Situation darf man nicht fehltreten.در این موقعیت حساس نباید اشتباه کرد.
  • Ein Politiker, der einmal fehltritt, kann seine Karriere ruinieren.سیاستمداری که یک بار اشتباه کند، می‌تواند حرفه‌اش را نابود کند.