fehltreten
قدم اشتباه برداشتن / پاشنه کردن
Bedeutungen
1
ohne Objekt
پای خود را به اشتباه گذاشتن، لغزیدن یا تعادل خود را از دست دادن
- Er ist auf der Treppe fehlgetreten und gestürzt.او روی پله اشتباه پا گذاشت و افتاد.
- Sei vorsichtig, dass du nicht fehltrittst!مواظب باش که اشتباه پا نگذاری!
2
ohne Objekt
به صورت مجازی: اشتباهی مرتکب شدن، خطایی کردن
- In dieser heiklen Situation darf man nicht fehltreten.در این موقعیت حساس نباید اشتباه کرد.
- Ein Politiker, der einmal fehltritt, kann seine Karriere ruinieren.سیاستمداری که یک بار اشتباه کند، میتواند حرفهاش را نابود کند.