mitfeiern
همراهی کردن در جشن، با کسی جشن گرفتن
Beispiele
- Auch Jean-Baptiste Tavernier ist anwesend, Aurangzeb bat den französischen Kaufmann ''mitzufeiern.ژان باپتیست تاورنیه نیز حضور دارد، اورنگزیب از بازرگان فرانسوی خواست که همراهی کند.
Bedeutungen
1
(mit + Dativ)
در یک جشن یا مراسم شرکت کردن و همراه با دیگران جشن گرفتن
- Wir haben seinen Geburtstag mitgefeiert.ما تولد او را با هم جشن گرفتیم.
- Möchtest du bei der Party mitfeiern?آیا میخواهی در مهمانی شرکت کنی و جشن بگیری؟