feilbieten

Aussprache: /ˈfaɪ̯lˌbiːtn̩/
Wortzerlegung: feil·bie·ten
فعل

برای فروش عرضه کردن، به حراج گذاشتن

Beispiele

  • Unser Supermarkt ''hat'' heute wieder besonders günstig Sekt ''feilgeboten.سوپرمارکت ما امروز دوباره شامپاین را با قیمت بسیار مناسبی عرضه کرده بود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را برای فروش عرضه کردن، به ویژه در بازار یا به صورت عمومی. (کمی رسمی یا قدیمی)

  • Die Händler boten ihre Waren auf dem Markt feil.بازرگانان کالاهای خود را در بازار به فروش گذاشتند.
  • Er feilbot seine Dienste als Berater.او خدمات خود را به عنوان مشاور عرضه کرد.