فعل
سوهان زدن، ویرایش کردن و صیقل دادن (متن یا اثر)
معانی و تعاریف feilen:
- (فلز، چوب) سوهان زدن، صیقل دادن
- (مجازی) اصلاح کردن، بهبود بخشیدن، روی چیزی کار کردن (با دقت)
جملات نمونه برای feilen:
Die Schlosserlehrlinge ''feilen'' stundenlang an einem Stück Metall.
کارآموزان قفلسازی ساعتها روی یک تکه فلز سوهان میزنند.
Die Büroangestellte ''feilt'' und lackiert während der Arbeitszeit ihre Fingernägel.
کارمند اداری در ساعات کاری ناخنهای خود را سوهان میزند و لاک میزند.
Du musst an deiner Ansprache noch ''feilen.''
تو هنوز باید روی سخنرانیات کار کنی و آن را صیقل دهی.