abfeilen

Aussprache: /ˈapˌfaɪ̯lən/
Wortzerlegung: ab·fei·len
فعل

سوهان کشیدن، صاف کردن با سوهان

Beispiele

  • Die scharfen Kanten des Zahnrestes mussten ''abgefeilt werden.لبه‌های تیز باقی‌مانده دندان باید سوهان کشیده می‌شد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با سوهان چیزی را برداشتن، صاف کردن، شکل دادن یا کوتاه کردن.

  • Er musste die scharfen Kanten des Metalls abfeilen.او مجبور بود لبه‌های تیز فلز را سوهان بکشد.
  • Die Zahnärztin feilte einen kleinen Teil des Zahns ab.دندانپزشک قسمت کوچکی از دندان را سوهان کشید.