abfeilen
سوهان کشیدن، صاف کردن با سوهان
Beispiele
- Die scharfen Kanten des Zahnrestes mussten ''abgefeilt werden.لبههای تیز باقیمانده دندان باید سوهان کشیده میشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با سوهان چیزی را برداشتن، صاف کردن، شکل دادن یا کوتاه کردن.
- Er musste die scharfen Kanten des Metalls abfeilen.او مجبور بود لبههای تیز فلز را سوهان بکشد.
- Die Zahnärztin feilte einen kleinen Teil des Zahns ab.دندانپزشک قسمت کوچکی از دندان را سوهان کشید.