فعل
تصفیه کردن، پالایش کردن (فعل)
معانی و تعاریف feinen:
- چیزی را از ناخالصیها پاک کردن، تصفیه یا پالایش کردن
- چیزی را دقیقتر، ظریفتر یا حساستر کردن
جملات نمونه برای feinen:
Es werden in ihm
در آن (فلزات) تصفیه میشوند.
Man feint das Öl, um es reiner zu machen.
روغن را تصفیه میکنند تا خالصتر شود.
Der Goldschmied feint das Metall, um es zu veredeln.
زرگر فلز را پالایش میکند تا آن را مرغوبتر سازد.