feinkörnig
ریزدانه، ریزبافت
Bedeutungen
1
دارای ذرات یا دانههای بسیار کوچک و نزدیک به هم؛ با بافت ظریف.
- Der Sand an diesem Strand ist sehr feinkörnig.شنهای این ساحل بسیار ریزدانه هستند.
- Diese Art von Gestein hat eine feinkörnige Struktur.این نوع سنگ ساختاری ریزبافت دارد.
- Für die feinkörnige Textur des Kuchens wurde spezielles Mehl verwendet.برای بافت ظریف کیک از آرد مخصوصی استفاده شد.