feinporig

Aussprache: /ˈfaɪ̯nˌpoːʁɪç/
Worttrennung: fein·po·rig
صفت

ریزمنافذ، با منافذ ریز

Bedeutungen

1

دارای منافذ یا سوراخ‌های بسیار کوچک و ظریف؛ معمولاً در مورد موادی که سطح صاف یا متراکم دارند به کار می‌رود.

  • Die Keramik ist feinporig und wasserdicht.این سرامیک ریزمنافذ و ضد آب است.
  • Sie bevorzugt eine feinporige Hautstruktur.او ساختار پوستی ریزمنافذ را ترجیح می‌دهد.
  • Der Filter muss feinporig sein, um alle Partikel aufzufangen.فیلتر باید ریزمنافذ باشد تا تمام ذرات را جذب کند.