feinwürzig
خوشطعم، با طعم ملایم و دلپذیر
Bedeutungen
1
دارای طعم ملایم، دلپذیر و ظریف، معمولاً در مورد غذاها و نوشیدنیها به کار میرود.
- Dieser Wein hat einen sehr feinwürzigen Geschmack.این شراب طعم بسیار ملایم و دلپذیری دارد.
- Das Gericht war nicht zu scharf, sondern angenehm feinwürzig.غذا خیلی تند نبود، بلکه به طور دلپذیری خوشطعم بود.
- Die Käsesorte ist bekannt für ihr feinwürziges Aroma.این نوع پنیر به خاطر عطر ملایم و دلپذیرش شناخته شده است.