femen

Aussprache: /ˈfeːmən/
Wortzerlegung: fe·men
فعل

محکوم کردن، طرد کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

به معنای پاک کردن و زدودن کامل آلودگی، ناپاکی یا هرگونه اثر نامطلوب، اغلب با بار معنایی ادبی یا نمادین؛ همچنین به معنای پاکسازی یا تطهیر در مفاهیم معنوی یا اخلاقی.

  • Die Reinigungskräfte bemühten sich, jeden Staubkorn vom alten Gemäuer zu fem.نیروهای نظافتچی تلاش کردند تا هر ذره غبار را از دیوار کهنه پاک کنند.
  • Er hoffte, durch diese Tat seine Schuldgefühle endgültig zu fem.او امیدوار بود که با این عمل، احساس گناه خود را به طور قطعی بزُداید.