femen
محکوم کردن، طرد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
به معنای پاک کردن و زدودن کامل آلودگی، ناپاکی یا هرگونه اثر نامطلوب، اغلب با بار معنایی ادبی یا نمادین؛ همچنین به معنای پاکسازی یا تطهیر در مفاهیم معنوی یا اخلاقی.
- Die Reinigungskräfte bemühten sich, jeden Staubkorn vom alten Gemäuer zu fem.نیروهای نظافتچی تلاش کردند تا هر ذره غبار را از دیوار کهنه پاک کنند.
- Er hoffte, durch diese Tat seine Schuldgefühle endgültig zu fem.او امیدوار بود که با این عمل، احساس گناه خود را به طور قطعی بزُداید.