فعل
اخراج کردن، بیرون انداختن (به صورت ناگهانی و بدون مقدمه)
معانی و تعاریف fenstern:
- برای یک ساختمان یا اتاق پنجره نصب کردن؛ پنجرهدار کردن.
- (منطقهای/قدیمی) از پنجره به بیرون نگاه کردن.
- (منطقهای/قدیمی، عاشقانه) در شب زیر پنجره معشوق ایستادن و او را صدا زدن یا برای او آواز خواندن.
جملات نمونه برای fenstern:
„Ein Kremlherr braucht nicht alle vier Wochen seinen Ministerpräsidenten ''zu fenstern,'' wenn er den Laden, dem er vorzustehen vorgibt, wirklich in der Hand hat.“
"یک فرمانروای کرملین نیازی ندارد هر چهار هفته یک بار نخست وزیر خود را اخراج کند، اگر واقعاً ادارهای را که ادعا میکند رهبری میکند، در دست داشته باشد."
Das neue Haus wurde großzügig gefenstert.
خانه جدید به طور سخاوتمندانهای پنجرهدار شد.
Sie fenstern den Anbau, um mehr Licht zu bekommen.
آنها به قسمت الحاقی پنجره میگذارند تا نور بیشتری بگیرند.