fenstern
اخراج کردن، بیرون انداختن (به صورت ناگهانی و بدون مقدمه)
Beispiele
- Ein Kremlherr braucht nicht alle vier Wochen seinen Ministerpräsidenten ''zu fenstern,'' wenn er den Laden, dem er vorzustehen vorgibt, wirklich in der Hand hat.یک فرمانروای کرملین نیازی ندارد هر چهار هفته یک بار نخست وزیر خود را اخراج کند، اگر واقعاً ادارهای را که ادعا میکند رهبری میکند، در دست داشته باشد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
برای یک ساختمان یا اتاق پنجره نصب کردن؛ پنجرهدار کردن.
- Das neue Haus wurde großzügig gefenstert.خانه جدید به طور سخاوتمندانهای پنجرهدار شد.
- Sie fenstern den Anbau, um mehr Licht zu bekommen.آنها به قسمت الحاقی پنجره میگذارند تا نور بیشتری بگیرند.
2
intransitiv
(منطقهای/قدیمی) از پنجره به بیرون نگاه کردن.
- Er fensterte lange Zeit auf die Straße hinaus.او مدت زیادی از پنجره به خیابان نگاه میکرد.
- Die alte Frau fensterte jeden Morgen, um das Geschehen zu beobachten.زن پیر هر روز صبح از پنجره نگاه میکرد تا اتفاقات را ببیند.
3
intransitiv
(منطقهای/قدیمی، عاشقانه) در شب زیر پنجره معشوق ایستادن و او را صدا زدن یا برای او آواز خواندن.
- Früher fensterten die jungen Männer bei den Mädchen.در گذشته، مردان جوان زیر پنجره دختران میایستادند (برای خواستگاری).
- Er fensterte die ganze Nacht unter ihrem Fenster, um ihre Aufmerksamkeit zu erregen.او تمام شب زیر پنجرهاش ایستاد تا توجه او را جلب کند.