فعل
زایمان کردن (خوک ماده)، حرفهای رکیک زدن
معانی و تعاریف ferkeln:
- بچه خوک زاییدن، زایمان کردن (مخصوص خوک)
جملات نمونه برای ferkeln:
Unsere Sau hat heute ''geferkelt.''
ماده خوک ما امروز "زایمان کرد".
Die Sau ferkelt in der Nacht.
خوک ماده در شب بچه میزاید.
Sie hat gestern geferkelt und zehn Ferkel zur Welt gebracht.
او دیروز بچه خوک زایید و ده بچه خوک به دنیا آورد.