ferkelten
زایمان کردند (خوک ماده)، حرفهای رکیک زدند
Bedeutungen
1
kein
فرایند زایمان در خوک ماده و به دنیا آوردن توله خوکها.
- Die Sau begann in der Nacht zu ferkeln, was für den Landwirt eine arbeitsreiche Zeit bedeutete.خوک ماده در شب شروع به زاییدن کرد، که این برای کشاورز زمان پرکاری بود.
- Die Überwachung des ferkelnden Tieres ist entscheidend für das Überleben der Frischlinge.نظارت بر حیوان در حال زایمان برای بقای توله خوکها حیاتی است.
2
kein
رفتار کردن به شکلی بچگانه، بیملاحظه، یا غیرمسئولانه، اغلب با ایجاد مزاحمت یا آشفتگی.
- Er hörte auf, in Meetings herumzufärkeln und konzentrierte sich stattdessen auf die sachliche Diskussion.او دست از رفتار بچگانه در جلسات برداشت و در عوض بر بحث منطقی تمرکز کرد.
- Das ständige Ferkeln des jungen Angestellten störte die Konzentration des gesamten Teams.رفتار بچگانه و بیملاحظه مداوم کارمند جوان، تمرکز کل تیم را مختل میکرد.