ferngucken

Aussprache: /ˈfɛrnˌɡʊkən/
Wortzerlegung: fern·gu·cken
فعل

تلویزیون تماشا کردن

Beispiele

  • Unsere Kinder ''gucken'' eindeutig zu viel ''fern.بچه‌های ما به وضوح بیش از حد تلویزیون تماشا می‌کنند.

Bedeutungen

1 بدون مفعول یا Akkusativ (eine Sendung)

تلویزیون تماشا کردن، برنامه‌های تلویزیونی را دیدن

  • Wir gucken jeden Abend fern.ما هر شب تلویزیون تماشا می‌کنیم.
  • Was guckst du gerade fern?الان داری چه برنامه‌ای از تلویزیون تماشا می‌کنی؟