fernsteuern

Aussprache: /ˈfɛrnˌʃtɔɪ̯ɐn/
Wortzerlegung: fern·steu·ern
فعل

از راه دور کنترل کردن

Beispiele

  • Ein Smart-Home ist der Ort, wo Haushalts- und Multimediageräte miteinander vernetzt und per Handy ''ferngesteuert'' werden.یک خانه هوشمند مکانی است که در آن دستگاه‌های خانگی و چندرسانه‌ای به هم متصل شده و از طریق تلفن همراه «کنترل از راه دور» می‌شوند.
  • Nachdem im ersten Weltkrieg die ersten Flugzeuge im Krieg eingesetzt wurden, kam die Idee auf, diese ebenfalls zu automatisieren und ''fernzusteuern''.پس از به‌کارگیری اولین هواپیماها در جنگ جهانی اول، این ایده مطرح شد که آنها را نیز خودکار کرده و «از راه دور کنترل» کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

از راه دور کنترل کردن، هدایت از راه دور (دستگاه، وسیله نقلیه و غیره)

  • Man kann diese Drohne mit einer App fernsteuern.می‌توان این پهپاد را با یک اپلیکیشن از راه دور کنترل کرد.
  • Das Fahrzeug wird über Satellit ferngesteuert.این وسیله نقلیه از طریق ماهواره از راه دور هدایت می‌شود.