fernzünden

Aussprache: /ˈfɛʁnˌt͡sʏndn̩/
Worttrennung: fern·zün·den
فعل

از راه دور منفجر کردن

Beispiele

  • Der Gouverneur von Antioquia, Antonio Roldán, wird in Medellín ermordet, als eine ''ferngezündete'' Bombe sein Auto in die Luft sprengt.فرماندار آنتیوکیا، آنتونیو رولدان، در مدئین ترور شد، زمانی که بمبی که از راه دور منفجر شد، خودروی او را به هوا پرتاب کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با استفاده از سیگنال یا دستگاهی از فاصله دور مشتعل یا منفجر کردن.

  • Der Sprengsatz wurde ferngezündet.بمب از راه دور منفجر شد.
  • Man kann die Drohne per App fernzünden.می‌توان پهپاد را از طریق اپلیکیشن از راه دور روشن کرد.