صفت
بارور، حاصلخیز، توانمند در تولید مثل
جملات نمونه برای fertil:
Pferd und Esel können keine ''fertilen'' Nachkommen zeugen, gehören also unterschiedlichen biologischen Arten an.
اسب و الاغ نمیتوانند فرزندان بارور تولید کنند، بنابراین به گونههای بیولوژیکی متفاوتی تعلق دارند.
Schachtelhalme haben meistens sterile und ''fertile'' Sprosse.
دماسبیها معمولاً ساقههای عقیم و بارور دارند.