فعل
بستن، گره زدن، محکم کردن
معانی و تعاریف festbinden:
- چیزی را با طناب، بند یا وسیلهای دیگر محکم به جایی بستن تا حرکت نکند یا سقوط نکند.
- کسی یا چیزی را به یک مکان، موقعیت یا وظیفه خاص محدود کردن یا وابسته کردن.
جملات نمونه برای festbinden:
''Bind'' den Hund ''fest''!
سگ را محکم ببند!
Wir ''banden'' das Schlauchboot an der Reling ''fest''.
ما قایق بادی را به نرده بستیم.
„Hätt ich dich bloß ordentlich ''festgebunden''! Du durftest dich doch nicht losreißen!“
ای کاش تو را درست بسته بودم! تو نباید خودت را باز میکردی!