festschreiben
تثبیت کردن، رسماً مقرر کردن، قید کردن در قانون/قرارداد
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) + in + Dativ festschreiben
حقوق، مقررات، قواعد یا توافقاتی را به صورت رسمی و قطعی در قانون یا قرارداد درج و تثبیت کردن
- Grundrechte sind in der Verfassung festgeschrieben.حقوق اساسی در قانون اساسی ثبت و تثبیت شدهاند.
- Diese Vereinbarung wurde im Vertrag verbindlich festgeschrieben.این توافق به صورت الزامآور در قرارداد درج شد.
2
etwas (Akkusativ) festschreiben
قیمت، نرخ سود یا شرایط مالی را بدون تغییر و ثابت تعیین کردن
- Die Bank hat den Zinssatz für zehn Jahre festgeschrieben.بانک نرخ سود را برای ۱۰ سال ثابت نگه داشته و تثبیت کرد.
- Man sollte die Tarife für das neue Jahr festschreiben.باید تعرفههای سال جدید را مشخص و تثبیت نمود.