festgestampften
کوبیده شده، فشرده شده (صفت نسبی)
Bedeutungen
1
Akkusativ
صفت مفعولی از فعل 'feststampfen' به معنی چیزی که با شدت با پا کوبیده یا له شده است.
- Der festgestampfte Boden war bereit für die nächste Bauphase.زمین کوبیده شده با پا برای مرحله بعدی ساخت و ساز آماده بود.
- Die festgestampften Schneemassen bildeten eine harte Schicht.تودههای برف کوبیده شده با پا لایهای سخت را تشکیل دادند.