فعل
محکم گرفتن؛ ثبت کردن، یادداشت کردن؛ بازداشت کردن
معانی و تعاریف festhalten:
- چیزی یا کسی را محکم نگه داشتن، چسبیدن.
- اطلاعات، لحظه یا رویدادی را ثبت کردن، مستند کردن.
- به اصول، برنامهها یا عقاید پایبند بودن، وفادار ماندن.
جملات نمونه برای festhalten:
Ich ''hielt'' das Buch ''fest''.
کتاب را محکم نگه داشتم.
Ich möchte ''festhalten,'' dass es sich hierbei um eine erhebliche Straftat handelt.
میخواهم تأکید کنم (ثبت کنم) که این یک جرم جدی است.
Die Protestanten wurden tagelang ''festgehalten.''
معترضان برای چندین روز بازداشت شدند.