فعل
تحکیم کردن، استوار کردن، مستحکم کردن
معانی و تعاریف festigen:
- تثبیت کردن، محکم کردن، تقویت کردن (مانند دانش، رابطه، موقعیت)
- محکم شدن، تثبیت شدن، تقویت شدن (برای یک وضعیت یا موقعیت)
جملات نمونه برای festigen:
Wir sollten unsere Freundschaft weiter ''festigen.''
ما باید دوستی خود را بیشتر تحکیم کنیم.
Unsere Freundschaft hat sich weiter ''gefestigt.''
دوستی ما بیشتر استحکام یافته است.
Er möchte seine Sprachkenntnisse festigen.
او میخواهد دانش زبان خود را تثبیت کند.