festkehren
جمع کردن و محصور کردن (حیوانات)؛ متوقف کردن یا به بنبست کشاندن (انسان)
Beispiele
- Farmer ''festkehren'' ihre Bokkies, um sie nacheinander zu scheren.کشاورزان گلههای خود را جمع میکنند تا یکییکی پشمچینی کنند.
- […]etwas umzingeln, es ''festkehren,'' dass es nicht fort kann[…]چیزی را محاصره کردن و آن را به دام انداختن تا نتواند فرار کند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
محکم و با دقت جارو کردن، کاملاً تمیز کردن با جارو
- Er kehrte den Hof fest, um alle Blätter zu entfernen.او حیاط را محکم جارو کرد تا تمام برگها را از بین ببرد.
- Man muss den Boden festkehren, bevor man wischt.باید زمین را محکم جارو کرد قبل از اینکه تی بکشیم.
2
Akkusativ
محکم چرخاندن یا برگرداندن (مثلاً پا در رقص یا چرخ)
- Die Tänzerin kehrte ihren Fuß fest auf dem Parkett.رقصنده پایش را محکم روی پارکت چرخاند.
- Er musste das Rad festkehren, um die Richtung zu ändern.او مجبور شد چرخ را محکم بچرخاند تا جهت را تغییر دهد.