festkehren

Aussprache: /ˈfɛstˌkeːʁən/
Wortzerlegung: fest·keh·ren
فعل

جمع کردن و محصور کردن (حیوانات)؛ متوقف کردن یا به بن‌بست کشاندن (انسان)

Beispiele

  • Farmer ''festkehren'' ihre Bokkies, um sie nacheinander zu scheren.کشاورزان گله‌های خود را جمع می‌کنند تا یکی‌یکی پشم‌چینی کنند.
  • […]etwas umzingeln, es ''festkehren,'' dass es nicht fort kann[…]چیزی را محاصره کردن و آن را به دام انداختن تا نتواند فرار کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

محکم و با دقت جارو کردن، کاملاً تمیز کردن با جارو

  • Er kehrte den Hof fest, um alle Blätter zu entfernen.او حیاط را محکم جارو کرد تا تمام برگ‌ها را از بین ببرد.
  • Man muss den Boden festkehren, bevor man wischt.باید زمین را محکم جارو کرد قبل از اینکه تی بکشیم.
2 Akkusativ

محکم چرخاندن یا برگرداندن (مثلاً پا در رقص یا چرخ)

  • Die Tänzerin kehrte ihren Fuß fest auf dem Parkett.رقصنده پایش را محکم روی پارکت چرخاند.
  • Er musste das Rad festkehren, um die Richtung zu ändern.او مجبور شد چرخ را محکم بچرخاند تا جهت را تغییر دهد.