festkleben
محکم چسباندن، محکم چسبیدن
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ an + Akkusativ)
چیزی را با چسب محکم به جایی الصاق کردن (متعدی)
- Er klebte das Hinweisschild fest an die Wand.او تابلوی راهنما را محکم به دیوار چسباند.
- Die lose Schraube wurde mit Spezialkleber festgeklebt.پیچ شلشده با چسب مخصوص محکم چسبانده شد.
2
an + Dativ
به طور محکم به جایی چسبیده بودن یا گیر کردن (لازم)
- Der Kaugummi klebt fest unter der Tischplatte.آدامس محکم زیر صفحه میز چسبیده است.