festlegen

Aussprache: /ˈfɛstˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: fest·le·gen
فعل

تعیین کردن، مقرر کردن، متعهد شدن

Bedeutungen

1 Akkusativ

قوانین، تاریخ، قیمت، استاندارد یا شرایطی را مشخص و قطعی کردن

  • Wir müssen noch den Termin für das Treffen festlegen.ما هنوز باید تاریخ جلسه را مشخص کنیم.
  • Die Regeln wurden vom Vorstandsrat festgelegt.قوانین توسط شورای مدیریت تعیین گردید.
2 sich + auf + Akkusativ

تکلیف خود را مشخص کردن، متعهد و پایبند شدن به تصمیمی (به صورت انعکاسی)

  • Ich möchte mich noch nicht auf ein genaues Datum festlegen.من هنوز نمی‌خواهم خودم را به یک تاریخ دقیق متعهد کنم.
  • Legen Sie sich nicht voreilig fest!عجولانه تصمیم قطعی نگیرید/متعهد نشوید!