festlesen

Aussprache: /ˈfɛstˌleːzn̩/
Wortzerlegung: fest·le·sen
فعل

غرق خواندن شدن (و زمان را فراموش کردن)

Bedeutungen

1 sich (Akkusativ) + in + Dativ / an + Dativ festlesen

آن‌چنان غرق در خواندن کتاب یا متنی شدن که گذر زمان، محیط اطراف یا سایر کارها فراموش شود

  • Ich habe mich in der Bibliothek in einem alten Buch festgelesen.من در کتابخانه غرق خواندن یک کتاب قدیمی شدم و زمان از دستم رفت.
  • Passt auf, dass ihr euch nicht an diesem Kapitel festlest!مواظب باشید که گیر این یک فصل نیفتید (زیادی معطل خواندنش نشوید)!