فعل
محکم پیچ کردن، پیچاندن و ثابت کردن
معانی و تعاریف festschrauben:
- چیزی را با پیچ محکم کردن یا ثابت کردن.
جملات نمونه برای festschrauben:
''Schraub'' mal das Blech wieder ''fest,'' sonst löst es sich irgendwann ganz.
آن ورق فلزی را دوباره محکم پیچ کن، وگرنه بالاخره کاملاً شل میشود.
Er hat das Regal an der Wand festgeschraubt.
او قفسه را به دیوار پیچ کرد.
Bitte festschrauben, damit es nicht wackelt.
لطفاً محکم پیچ کنید تا تکان نخورد.