feststellen
متوجه شدن/پی بردن، تشخیص دادن (پزشکی)، ثبت/تصریح کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ / dass-Satz
تشخیص دادن بیماری یا پی بردن به وجود یک حقیقت/داده
- Der Arzt stellte bei ihm eine Grippe fest.پزشک آنفلوانزا را در او تشخیص داد.
- Wir haben festgestellt, dass die Daten unvollständig sind.ما متوجه شدیم که دادهها ناقص هستند.
2
Akkusativ / dass-Satz
مشاهده کردن یا پی بردن به تغییر و اتفاقی حین بررسی
- Sie stellte fest, dass die Haustür offen stand.او متوجه شد که در ورودی باز مانده است.
- Ich konnte eine deutliche Besserung feststellen.من توانستم بهبود محسوسی را مشاهده کنم.
3
Akkusativ / dass-Satz
تصریح کردن، رسماً اعلام نمودن یا بر زبان آوردن یک واقعیت
- Ich möchte ausdrücklich feststellen, dass ich damit nicht einverstanden bin.میخواهم صراحتاً بیان کنم که با این موضوع موافق نیستم.
- Der Vorsitzende stellte die Beschlussfähigkeit fest.رئیس جلسه به حد نصاب رسیدن جلسه را رسمیت داد (ثبت کرد).