festzudrücken
فشار دادن، محکم کردن (مصدر با 'zu')
Bedeutungen
1
Akkusativ
اعمال فشار قوی و محکم برای بستن، چفت کردن یا ثابت کردن چیزی، اغلب با تاکید بر نتیجه نهایی.
- Es ist wichtig, den Verschluss festzudrücken, damit die Verpackung luftdicht bleibt.فشار دادن محکم درپوش مهم است تا بسته بندی ضد هوا باقی بماند.
- Man muss die beiden Teile fest zusammendrücken, um eine stabile Verbindung zu erzielen.باید دو قسمت را محکم به هم فشار داد تا یک اتصال پایدار حاصل شود.
2
Akkusativ
به صورت کنایه، به معنای سرکوب کردن، خفه کردن یا نادیده گرفتن احساسات، افکار یا تمایلات شدید، با تاکید بر تلاش برای کنترل.
- Er kämpfte darum, seine aufkommende Wut festzudrücken, um die Situation nicht eskalieren zu lassen.او برای سرکوب خشم در حال ظهور خود تلاش کرد تا وضعیت را تشدید نکند.
- Die Gesellschaft verlangt oft von ihren Mitgliedern, unangenehme Gefühle festzudrücken.جامعه اغلب از اعضای خود می خواهد که احساسات ناخوشایند را سرکوب کنند.