festzurren
محکم بستن، سفت کردن (طناب یا تسمه)
Beispiele
- Das Beiboot wird in der Regel auf dem Vordeck oder auf dem Mitteldeck (mit dem Boden nach oben) gut ''festgezurrt.قایق کوچک معمولاً در عرشه جلویی یا عرشه میانی (با کف رو به بالا) به خوبی محکم بسته میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با طناب، تسمه یا ابزار مشابه به طور محکم بستن و ثابت کردن تا حرکت نکند.
- Die Ladung muss vor der Fahrt festgezerrt werden, um Unfälle zu vermeiden.بار باید قبل از حرکت محکم بسته شود تا از حوادث جلوگیری شود.
- Er zurrte das Segel am Mast fest, bevor der Sturm kam.او بادبان را به دکل محکم بست، قبل از اینکه طوفان بیاید.