fetten
چرب کردن، روغنکاری کردن
Beispiele
- Mittwochs sind sie in der Werkstatt, um Ketten zu ''fetten'' und die Maschinen zu pflegen.چهارشنبهها آنها در کارگاه هستند تا زنجیرها را روغنکاری کنند و از ماشینآلات نگهداری کنند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با چربی یا روغن آغشته کردن تا روانتر حرکت کند یا از زنگزدگی محافظت شود.
- Man muss die Fahrradkette regelmäßig fetten.باید زنجیر دوچرخه را به طور منظم روغنکاری کرد.
- Vor dem Backen sollte man die Form gut fetten.قبل از پخت، باید قالب را خوب چرب کرد.
2
Akkusativ
حیوانات را برای کشتار چاق کردن.
- Die Bauern fetten die Schweine für den Verkauf.کشاورزان خوکها را برای فروش چاق میکنند.
- Früher wurden Gänse speziell gefettet.در گذشته، غازها به طور خاص چاق میشدند.