fetten

Aussprache: /ˈfɛtn̩/
Wortzerlegung: fet·ten
فعل

چرب کردن، روغن‌کاری کردن

Beispiele

  • Mittwochs sind sie in der Werkstatt, um Ketten zu ''fetten'' und die Maschinen zu pflegen.چهارشنبه‌ها آنها در کارگاه هستند تا زنجیرها را روغن‌کاری کنند و از ماشین‌آلات نگهداری کنند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با چربی یا روغن آغشته کردن تا روان‌تر حرکت کند یا از زنگ‌زدگی محافظت شود.

  • Man muss die Fahrradkette regelmäßig fetten.باید زنجیر دوچرخه را به طور منظم روغن‌کاری کرد.
  • Vor dem Backen sollte man die Form gut fetten.قبل از پخت، باید قالب را خوب چرب کرد.
2 Akkusativ

حیوانات را برای کشتار چاق کردن.

  • Die Bauern fetten die Schweine für den Verkauf.کشاورزان خوک‌ها را برای فروش چاق می‌کنند.
  • Früher wurden Gänse speziell gefettet.در گذشته، غازها به طور خاص چاق می‌شدند.