fettsüchtig

Aussprache: /ˈfɛtˌzʏçtɪç/
Worttrennung: fett·süch·tig
صفت

چاق مفرط، مبتلا به چاقی

Bedeutungen

1

کسی که به طور غیرطبیعی و ناسالم چاق است، مبتلا به چاقی مفرط.

  • Der Arzt riet dem fettsüchtigen Patienten, seine Ernährung umzustellen.پزشک به بیمار چاق مفرط توصیه کرد که رژیم غذایی خود را تغییر دهد.
  • Ein fettsüchtiger Lebensstil kann zu vielen gesundheitlichen Problemen führen.یک سبک زندگی چاق مفرط می‌تواند منجر به مشکلات سلامتی زیادی شود.
  • Die Kampagne zielt darauf ab, fettsüchtige Kinder zu unterstützen.این کمپین با هدف حمایت از کودکان چاق مفرط انجام می‌شود.