صفت
فئودالی، اربابرعیتی / مجلل، باشکوه
جملات نمونه برای feudal:
Die ''feudale'' Gesellschaft war eine Ständegesellschaft und streng hierarchisch aufgebaut.
جامعه فئودالی، جامعهای طبقاتی بود و ساختاری به شدت هرمی و سلسلهمراتبی داشت.
Er ist einer der reichsten Männer der Stadt und besitzt das ''feudalste'' Haus, das man sich nur vorstellen kann.
او یکی از ثروتمندترین مردهای شهر است و مجللترین خانهای را که بشود تصور کرد، دارد.
Unser König pflegt eine sehr ''feudale'' Ausdrucksweise.
پادشاه ما شیوه بیان بسیار اشرافی و ملوکانهای دارد.