feuern

Aussprache: /ˈfɔɪ̯ɐn/
Wortzerlegung: feu·ern
فعل

آتش روشن کردن/گرم کردن؛ شلیک کردن؛ پرتاب کردن (با قدرت)

Beispiele

  • Hier ''feuert'' man noch mit Birkenholz.اینجا هنوز با چوب درخت غان آتش روشن می‌کنند.
  • Der Heckenschütze ''feuerte'' in die Menge.تک‌تیرانداز به سمت جمعیت شلیک کرد.
  • Der Libero ''feuerte'' den Ball direkt ins Tor.لیبرو توپ را مستقیماً به سمت دروازه پرتاب کرد.
  • Sie ''feuerte'' ihre Schultasche in die Ecke.او کیف مدرسه‌اش را به گوشه‌ای پرت کرد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

شلیک کردن (با اسلحه)، پرتاب کردن.

  • Der Soldat feuerte einen Schuss ab.سرباز یک گلوله شلیک کرد.
  • Er feuerte den Ball ins Tor.او توپ را به سمت دروازه شلیک کرد (پرتاب کرد).
2 Akkusativ

کسی را اخراج کردن (از کار).

  • Der Chef hat ihn gefeuert, weil er zu spät kam.رئیس او را اخراج کرد چون دیر آمد.
  • Sie wurde gefeuert, nachdem sie Firmendaten weitergegeben hatte.او پس از افشای اطلاعات شرکت اخراج شد.
3 (intransitiv)

آتش گرفتن، شعله‌ور شدن (معمولاً در موتور یا کوره).

  • Der Motor feuerte nicht richtig.موتور به درستی آتش نمی‌گرفت.
  • Das Holz feuerte gut im Kamin.چوب در شومینه خوب می‌سوخت.
4 sich

خود را اخراج کردن (به دلیل سهل‌انگاری یا عمد).

  • Wenn du so weitermachst, lässt du dich noch feuern.اگر اینطور ادامه دهی، خودت را اخراج می‌کنی.
  • Er hat sich durch seine Unzuverlässigkeit selbst gefeuert.او با بی‌مسئولیتی خود را اخراج کرد.
5 Akkusativ

چیزی را با آتش تغذیه کردن، سوخت رساندن.

  • Die Lokomotive wurde mit Kohle gefeuert.لوکوموتیو با زغال سنگ تغذیه می‌شد.
  • Er feuerte den Ofen mit Holz.او کوره را با چوب تغذیه می‌کرد.