feuerverzinken

Aussprache: /ˈfɔɪ̯ɐfɛɐ̯ˌt͡sɪŋkn̩/
Wortzerlegung: feu·er·ver·zin·ken
فعل

گالوانیزه گرم کردن، روی‌اندود کردن داغ

Beispiele

  • Alle Bauteile, bei denen dies möglich war, ließen wir ''feuerverzinken.تمام قطعاتی که امکانش وجود داشت را گالوانیزه گرم کردیم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

فلزی را با غوطه‌ور کردن در روی مذاب، با لایه‌ای از روی پوشاندن برای محافظت در برابر زنگ‌زدگی

  • Stahlteile werden oft feuerverzinkt, um sie vor Korrosion zu schützen.قطعات فولادی اغلب با روش غوطه‌وری داغ گالوانیزه می‌شوند تا از خوردگی محافظت شوند.
  • Das Geländer wurde feuerverzinkt, damit es lange hält.نرده با روش غوطه‌وری داغ گالوانیزه شد تا دوام زیادی داشته باشد.