mitfiebern
با هیجان دنبال کردن / با شور و شوق همراهی کردن
Beispiele
- Die Vereinsanhänger ''fieberten'' beim Elfmeterschießen ''mit.هواداران باشگاه در ضربات پنالتی "با هیجان دنبال میکردند".
Bedeutungen
1
mit + Dativ
با هیجان و شور و شوق زیاد، سرنوشت یا نتیجه چیزی را دنبال کردن، معمولاً همراه با دیگران.
- Die Fans fieberten mit ihrer Mannschaft bis zur letzten Minute mit.هواداران تا آخرین دقیقه با تیمشان با هیجان همراهی کردند.
- Ich habe bei der Prüfung meiner Freundin richtig mitgefiebert.من در امتحان دوستم واقعاً با هیجان همراهی کردم (دلهره داشتم).