fielen
افتادند، سقوط کردند
Bedeutungen
1
kein
سقوط از ارتفاع یا از حالت ایستاده به حالت نشسته یا افتاده.
- Der alte Baum fiel bei dem Sturm um.درخت کهنسال در طوفان افتاد.
- Er fiel vor Erschöpfung auf das Sofa.او از خستگی روی مبل افتاد.
2
um + Akkusativ
کاهش یافتن مقادیر، اعداد یا سطح.
- Die Temperaturen fielen in der Nacht um mehrere Grad.دما در شب چندین درجه کاهش یافت.
- Die Aktienkurse fielen nach der negativen Nachricht stark ab.قیمت سهام پس از خبر منفی به شدت سقوط کرد.
3
kein
از بین رفتن، نابود شدن یا از دست دادن چیزی (مانند زندگی، قدرت).
- Viele Soldaten fielen im Kampf.بسیاری از سربازان در نبرد کشته شدند.
- Die alte Dynastie fiel nach einem Bürgerkrieg.سلسله قدیمی پس از یک جنگ داخلی از بین رفت.