herabfallen
از بالا به پایین افتادن، سقوط کردن
Bedeutungen
1
von + Dativ
از یک مکان بلندتر به سمت پایین سقوط کردن یا افتادن
- Ein Blatt ist vom Baum herabgefallen.برگی از درخت افتاد.
- Der Stein fiel vom Felsen herab.سنگ از صخره سقوط کرد.