zufallen

Aussprache: /ˈtsuːˌfalən/
Worttrennung: zu·fal·len
فعل

خودبه‌خود بسته شدن، نصیب شدن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

خود به خود بسته شدن (مانند در، پنجره) در اثر باد یا مکش.

  • Die Tür fiel wegen des Windes zu.در به خاطر باد خود به خود بسته شد.
  • Das Fenster fiel plötzlich zu.پنجره ناگهان بسته شد.
2 Dativ (jemandem / einer Sache)

به کسی رسیدن، نصیب کسی شدن (مانند ارث، وظیفه، یا فرصت).

  • Ihm fiel ein großes Erbe zu.یک ارث بزرگ نصیب او شد.
  • Diese Aufgabe fiel mir zu.این وظیفه به من محول شد.