zufallen
خودبهخود بسته شدن، نصیب شدن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
خود به خود بسته شدن (مانند در، پنجره) در اثر باد یا مکش.
- Die Tür fiel wegen des Windes zu.در به خاطر باد خود به خود بسته شد.
- Das Fenster fiel plötzlich zu.پنجره ناگهان بسته شد.
2
Dativ (jemandem / einer Sache)
به کسی رسیدن، نصیب کسی شدن (مانند ارث، وظیفه، یا فرصت).
- Ihm fiel ein großes Erbe zu.یک ارث بزرگ نصیب او شد.
- Diese Aufgabe fiel mir zu.این وظیفه به من محول شد.