Konjugierte Form
خردهکاری کردند، وسواس به خرج دادند
معانی و تعاریف fieselten:
- باریدن ریز و مداوم باران یا برف، به طوری که اغلب باعث خیس شدن تدریجی و ناخوشایند میشود (شکل گذشته ساده).
- پاشیدن یا ریختن ذرات ریز و پراکنده، اغلب به صورت ناخواسته یا نامنظم (شکل گذشته ساده).
جملات نمونه برای fieselten:
Am Morgen fieselste es leicht, aber später wurde es trocken.
صبح نمنم باران میبارید، اما بعداً خشک شد.
Den ganzen Tag fieselste es, und die Sicht war schlecht.
تمام روز باران ریز میبارید و دید ضعیف بود.
Der alte Motor fieselte Öl auf den Asphalt.
موتور قدیمی روغن را به صورت ریز روی آسفالت میپاشید.