filigran
ظریف، ملیلهکاری شده، نازک و پرنقشومنگ
Beispiele
- Sie bieten hier auf ein ''filigranes'' Schmuckstück.شما اینجا روی یک قطعه جواهر ظریف پیشنهاد میدهید.
- Dieses Schmuckstück wurde ''filigran'' verarbeitet.این قطعه جواهر به صورت ظریف و هنرمندانهای ساخته شده است.
- Hier sehen Sie eine sehr ''filigran'' verarbeitete Holzflöte.اینجا یک فلوت چوبی بسیار ظریفکاری شده را میبینید.
- Dem Begriff Skulptur steht sie skeptisch gegenüber, sind ihre dreidimensionalen Arbeiten doch eher ''filigran'' und leicht.او نسبت به مفهوم مجسمهسازی با دید تردید نگاه میکند، چرا که آثار سهبعدی او بیشتر ظریف و سبک هستند.