filmisch

Aussprache: /ˈfɪlmɪʃ/
Worttrennung: fil·misch
صفت

سینمایی، فیلم‌گونه

Bedeutungen

1

شبیه به فیلم، دارای ویژگی‌های بصری یا روایی که یادآور سینما است؛ اغلب برای توصیف صحنه‌ها، تصاویر یا داستان‌هایی به کار می‌رود که حس سینمایی قوی دارند.

  • Die Landschaftsaufnahmen waren atemberaubend und hatten eine fast filmische Qualität.تصاویر مناظر نفس‌گیر بودند و کیفیتی تقریباً سینمایی داشتند.
  • Seine Erzählung war so lebendig, dass sie fast filmisch wirkte.روایت او آنقدر زنده بود که تقریباً فیلم‌گونه به نظر می‌رسید.
  • Der Regisseur schuf eine filmische Atmosphäre im alten Bahnhof.کارگردان فضایی سینمایی در ایستگاه قطار قدیمی ایجاد کرد.