filzen

Aussprache: /ˈfɪlt͡sn̩/
Wortzerlegung: fil·zen
صفت

نمدی، ساخته شده از نمد

Beispiele

  • Tanja trägt gern ihre ''filzenen'' Pantoffeln.تانیا دوست دارد دمپایی‌های نمدی خود را بپوشد.

Bedeutungen

1 Akkusativ

(پارچه پشمی) نمد مالی کردن، متراکم کردن الیاف با حرارت و رطوبت.

  • Sie filzte die Wolle, um einen warmen Schal herzustellen.او پشم را نمد مالی کرد تا یک شال گرم بسازد.
  • Durch das Waschen bei hohen Temperaturen kann Wolle filzen.با شستشو در دماهای بالا، پشم می‌تواند نمدی شود.
2 Akkusativ

(عامیانه) بازرسی بدنی کردن، تفتیش کردن (شخص یا مکان) به دنبال چیزی.

  • Die Polizei filzte den Verdächtigen am Flughafen.پلیس مظنون را در فرودگاه بازرسی بدنی کرد.
  • Sie filzten seine Wohnung nach Beweismitteln.آنها آپارتمان او را برای یافتن مدارک تفتیش کردند.