صفت
حساس، زودرنج، به راحتی ناراحت شونده؛ مستعد بیماری، ضعیف
جملات نمونه برای fimpschig:
„Stell dich doch nich so ''fimpschig'' an.“
«اینقدر حساس نباش.»
„Bah, die Wurst is aber schon echt ''fimpschig''.“
«وای، این سوسیس واقعاً خراب شده/بوی بدی میدهد.»